تبليغاتX
کانون ادبی- فرهنگی- هنری و سیاسی کلمه -



سلمانعلي زكي

 

گسترش زبان فارسي

زبان از ويژگي‌هاي بارز انسان است و وجه مايز بين انسان و حيوانات ديگر، از اين رو دانشمندان نطيقي در تعريف انسان مي گويند:«انسان حيوان ناطق است»، اختصاص نطق به انسان به اين معني نيست كه ساير حيوانات از وسيله‌ي ارتباطي بين خودشان محرومند چون سي سال تحقيق «كارل فن فريش» بر روي زنبورهاي عسل و تحقيقات «كونراد لورتنس» دانشمند سويسي بر روي زاغچه ها و تحقيقات انجام شده بر روي ساير حيوانات نظير شامپانزه ها، نشان مي دهد كه حيوانات نيز به نحوي از وسيله ارتباطي بر خوردارند، با اين تفاوت كه وسيله ارتباطي انسان (زبان) از خلاّقيت نامحدود برخوردار است، انسان ها مي توانند براساس قواعد نحوي تركيبات و جملات جديد بسازند. زبان انسان ها از واژه ها تشكيل مي شود و واژه ها بر اساس نياز مردم در حال دگرگوني است، برخي واژه ها از بين مي روند و برخي ديگر از نو ساخته مي شوند.

واژه هاي موجود در زبان انسان ها از ساخت هاي گوناگون آوایي، حذفي و اشتقاقي برخوردارند، اين ويژگي ها در نظام ارتباطي حيوانات يافت نمي شود.

حيوانات نمي توانند آواهاي جديد به آواهاي كه به طور غريزي به آنها داده شده است بيفزايند، با اين وصف زبان از ويژگي‌هاي انسان است، حتي حيوانات ديگر قدرت يادگيري زبان انسان را ندارند جز تقليد برخي صداها. جامعه شناساندن توانستند به شامپانزه‌اي به نام واشو washoe بيش از صد كلمه را با استفاده از زبان اشاره مخصوص ناشنوايان آمريكایي بياموزند امّا واشو نتوانيست بر هيچ يك از قواعد دستوري زبان تسلط يابد يا دانسته هايش را به شامپانزه هاي ديگر بياموزد(۱).

انسان به كمك زبان اعم از نوشتاري و گفتاري دانش و تجربيات گذشتگان را مي‌آموزند و اندوخته‌هاي خود را به آيندگان مي آموزند و از زبان بعلّت ايجاد وابستگي هاي فكري – فرهنگي به‌عنوان يكي از عناصرملّت ساز ياد مي شود: «ملّت به جمعيت داخل ]دولت[ اشاره مي كند كه در فرهنگ، زبان و قوميّت مشتركي كه تداوم تاريخي قدرتمند دارد سهيم هستند».(۲)

نوشتن اين مطلب به لحاظ زماني همزمان شد با دستور فارسي زدایي از تابلوهاي بعضي اداره هاي دولتي توسط وزير معارف افغانستان، جنجال هایي از اين دست در همه جا به‌ ويژه در افغانستان مي تواند وجود داشته باشد چون وابستگي شديد با عصبيت هاي خوني دارد، منتهي موانعي از اين دست با توجه به پشتوانه اولي و فرهنگي زبان فارسي و علاقه‌مندان زياد در دنيا مخصوصاً در سه كشور افغانستان، ايران و تاجيكستان نمي تواند جلوی رشد و گسترش روز افزون زبان فارسي را بگيرد.

البته اين بدان معني نيست كه هيچ گزندي قدرت مواجه با زبان فارسي را ندارد و چه اينكه هر زباني از جمله زبان فارسي مي تواند دستخوش حوادث قرار گيرد براي جلوگيري از گزند حوادث به زبان فارسي مخصوصاً در افغانستان بايد برنامه ريزي كرد، اين برنامه مي تواند بدين شكل ترتيب داده شود:

۱- نوسازي زبان؛ زبان ملّي بايد براي مفاهيم علمي و فنّي جديد به اندازه كافي واژه داشته باشد و اگر نه مملو از واژه هاي خارجي خواهد شد.

۲- تصفيه زبان؛ حضور قاهرانه بيگانگان مانند استعمار انگليس، شوروي سابق و اين اواخر آمريكا و متحدينش واژه هاي زيادي را وارد زبان ما ساخته و مي‌سازد، تمامي زبان فارسي به پالايش نياز دارد.

۳- يك نواخت كردن املا يا خط فارسي، اغلب اشتباهات املایي موجود مانند جدا نويسي و چسبان نويسي بعضي واژه ها ناشي از اين است كه رسم الخط املایي واحد وجود ندارد با يك نواخت كردن املاي فارسي از بحث هایي كه امروزه در باره‌ی غلط نويسي و صحيح نويسي رايج است مي توان جلوگيري كرد. اقدام هاي فوق در ايران در حال انجام است منتهي متناسب با شرايط اين كشور نه در همزبان ديگر لذا مي‌طلبد كه با يك برنامه‌ی كلي نگر به فكر فرداي اين زبان غني بود.

 

۱) گیدنز، آنتوني؛ جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران؛ نشر ني، ۱۳۷۶، ص۶۴.

۲) ايان سالك لي؛ فرهنگ علوم سياسي اكسفورد آلن بيرو؛ فرهنگ علوم اجتماعي

۳) در این یاد داشت ازکتاب جهار گفتاردرباره زبان محمد رضا باطنی استفاده شده است.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387;ساعت 2:43;  توسط اعضای کانون کلمه;  | 

هر گونه کپی برداری با ذکر منبع آزاد است /www.blogfa.com