روح الله روحانی
مردم کمک کنید مرا بی پدر شدم
مثل پدر کنار سرک گشتگر شدم
سهم مرا از ارث قومندان قریه برد
و چند شب کنار زن اش بخت سرشدم
یک شب به پای شهوت خود ریخت هستی ام
من با تمام زندگی ام در بدر شدم
ملا وخان قریه مرا تف نموده اند
سربار شهر تانم ودریوزه گر شدم
از قرقلی ولنگی وریش وچپن نگو
کزلاف های یک سره شان کور و کرشدم
جمعی زسهم کودک من کاخ ساختند
من همجوار گور پدر باپسر شدم
ملیاردهادلار و ین آمد به نام من
من همچنان گدای بس وکاستر شدم
زن نیستم فرشته نه مادر شما
آتش گرفته سوخته بی بال وپرشدم
گفتید سهم توست بهشت وشکوه وعشق
من عکس روزنامه ی اهل هنرشدم
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387;ساعت 3:4;
توسط اعضای کانون کلمه; |




